تبليغاتX
کدهاي خفن جاوا اسکريپت

وبلاگ شخصی آشنا با تنهايي تو

وبلاگ شخصی آشنا با تنهايي تو

وقتی تو رو دارم ...

عيد شما مبارک

شعبان شد و پيک عشق از راه آمد

عطر نفس بقيه ا... آمد

با جلوه سجاد و اباالفضل و حسین)ع(

یک ماه و سه خورشید در این ماه امد

ميلادشان مبارک .

غزلک

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 22:39  توسط سمانه  | 

تقدیم به خواننده محبوبم سعید شهروز

يه آسمون ، يه مهربون ، چون خدا

همسفره با قلبه خسته ما

دو عاشقيم ، دو مسافر ، دو هم صدا

کنار هم ، به ياد هم ، دو همراه

 

دو آشنا ، دو غريبه ، من و تو

 

تو شهر غم ، به ياد هم ، من و تو

 

کنار تو ، به ياد تو ، دل من

 

کنار من ، به ياد من ، دل تو

 

يه سايه بون ، يه مهربون ، آره تو

 

يه همنفس ، تو اين قفس ، آره من

 

يه شونه تو ، يه شونه من ، پا به پا

 

به دست تو ، به دست من ، دست به دست

 

دو مسافر ، يه کوله بار ، يه جاده

 

يه مقصده که هردومون مي ريم پاي پياده

 

يه شهر نو ، يه آسمون  ستاره

 

دو همسريم ، که همتايي نداره

 

به داد من به داد تو فقط ما

 

تو غربت ما مي مونه يک خدا

 

دو عاشقيم ، دو مسافر ، دو هم صدا

 

کنار هم ، به ياد هم ، دو همراه

 

 

 

 

 

و اما تقدیم به خواننده محبوبم

 

سعید شهروز

 

 

 

 

 

هميشه ديدنتون برام يه آرزو بود

 

نگات چقدر با قلبم عاشق و مهربون بود

 

وقتي مي خونين واسه دلاي سرد و خسته

 

وقتي که تو شعراتون صميمت نشسته

 

مي خوام باشين هميشه کنار عاشقاتون

 

نريم توي دياري که ندارن هواتون

 

اينجا همه عاشقيم ،هوادار شمايي

 

که مي خونين برامون تو شادي وتنهايي

 

 

دوستدار و هوادار شما

سمانه(غزلک) 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 11:55  توسط سمانه  | 

دلم گرفته آسمون

 

به یاد یک رنگین کمون

دلم گرفته آسمون

برای یک لحظه شده

بیا ، پیش دلم بمون

منم مثه تو آسمون

دلم یهو ابری می شه

می باره از غصه و درد

می باد که باز سنگی بشه

چون می دونه زمونه

نداشت واسش نشونه

نداشت واسش نشونه

 

غزلک

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 10:38  توسط سمانه  | 

JavaScript Codes
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 23:24  توسط سمانه  | 

آرامش وجود

 

  دلم آرام می گيرد وقتی

در کنار کسی زندگی کنم که آرامش وجودم باشد

وقتی نگاه مهربانش سکوت نگاه خسته را از چشمانم بگيرد

دلت را به من بده ای عشق

ای عشق نهفته در سرنوشت من

چشمانم به یاد تو همیشه روشن است و

انتظاری که برای دیدن تو

قرار ندارد

کجایی !

دستانم سرد است .

دلم تنگ

فصلها برایم بی معنی و آسمان

بی رنگه بی رنگ است .

کجایی !

کجایی!

                           غزلک

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 13:24  توسط سمانه  |