مختصری از زندگینامه امام جواد(ع)
اسم شریف آن حضرت محمد و کنیه ی مشهور ایشان ابوجعفر و القاب شریفش تقی و جواد است. مختار ، منتجب، مرتضی، قانع،عالم و غیر اینها نیز گفته شده.
گذشته از اين امام علیه السلام در بين شيعه و سني به باب المراد نيزشهرت دارند.
مادر مکرمه ی ایشان ام ولدی بود که او را سبیکه می گفتند . حضرت رضا علیه السلام او را خَیزُران نامید.
مديحه در شادي ولادت امام جواد عليه السلام:
گل رخسار جواد آمده
در منتهی الامال آمده که چون امام محمد تقی علیه السلام متولد شد، حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: « حق تعالی به من فرزندی عطا کرده است که شبیه است به موسی بن عمران علیه السلام، که دریاها را می شکافت. نظیر عیسی بن مریم علیه السلام است که حق تعالی مقدس و مطهر گردانیده بود مادر او را و طاهر و مطهر افریده شده بود. پس حضرت فرمود: « این فرزند من به جور و ستم کشته خواهد شد . بر او خواهند گریست اهل آسمان ها . حق تعالی غضب خواهد کرد بر دشمن کشنده و ستم کننده بر او. بعد از قتل او از زندگانی بهره نخواهد برد و به زودی به عذاب الهی واصل خواهد شد.»
علامه مجلسی و دیگران فرموده اند که سن شریف حضرت جواد علیه السلام در وقت شهادت پدر بزرگوارش نه سال و بعضی هفت سال نیز گفته اند. در آن هنگام ایشان در مدینه حضور داشتند. بعضی از شیعیان به دلیل کمی سن ایشان در امامتشان تاملی داشتند، تا آنکه علما، افاضل، اشراف و اماثل شیعه از اطراف جهان متوجه حج گردیدند. بعد از فراغت از مناسک حج، به خدمت آن حضرت رسیدند . از وفور مشاهده ی معجزات، کرامات، علوم و کمالات، اقرار به امامت آن منبع سعادات نمودند و زنگ شک و شبهه از آیینه ی خاطرهای خود زدودند.
ازسال 203 ق سال شهادت حضرت رضا علیه السلام تا مرگ مامون در 218 - و دو سال در دوره معتصم - (سال مرگ ما مون 218 تا 220) شرايط دوره 15 ساله نخست حضرت درست همان شرايط پدر بزرگوارش بود كه در مقابل زيركترين و عالم ترين خليفه عباسي قرار داشت .
مامون كه در سال 204 هجري وارد بغداد شد امام جواد علیه السلام را كه بنا بر برخي از روايات سن مباركشان در اين دوران10 سال بيش نبود از مدينه به بغداد فرا خواند و سياست پيشين خويش را در محدود ساختن امام رضا علیه السلام در خصوص امام جواد علیه السلام نيز استمرار داد .
ترس از علويان و محبت اهل بيت در دل مسلمانان از يك سو و متهم بودن وي در به شهادت رساندن امام رضا علیه السلام در جهان اسلام از سوي ديگر، وي را بر آن داشت تا با به تزويج در آوردن دختر خويش ام الفضل، ضمن تبرئه خويش و استمرار حركت عوامفريبانه در دوست داشتن اهل بيت، پايه هاي حكومت خويش را مستحكم سازد .
اين حركت مامون چون سپردن ولايتعهدي به امام رضا علیه السلام ، مورد اعتراض بزرگان بني عباس قرار گرفت اما مشاهده علم و درايت حضرت جواد علیه السلام در همان سن آنانرا به قبول اين ازدواج ترغيب ساخت. امام جواد علیه السلام شرايط خود را همان شرايط پدر خويش ديد، از اينرو با پذيرش ازدواج با ام الفضل نقشه پليد مامون در به قتل رساندن وي و شيعيان را از صفحه ذهن مامون زدود.
حضرت علیه السلام كه به خوبي از سياستها و نقشه هاي مامون در بهره برداري از جايگاه ديني و اجتماعي خود باخبر بود، پس از ازدواج اقامت در بغداد را رد و به مدينه بازگشت و تا سال شهادت خويش در آنجا مقيم شد .
نامه هاي ام الفضل به پدر خويش مبني بر عدم توجه امام جواد علیه السلام به وي، بيانگر اجباري بودن ازدواج وي با ام الفضل و نداشتن فرزندي از ام الفضل از امام جواد (ع) پرده از هوشمندي امام (ع) برمي دارد؛ چون كه مامون بر آن بود تا با به دنيا آمدن فرزندي از ام الفضل وي را به عنوان يكي از فرزندان رسول خدا (ص) در بين شيعيان، محور حركتهاي آينده خود و بني عباس قرار دهد. مامون در سال 218 ه .ق در مسير حركت به سوي جنگ تا روم درگذشت . علي رغم تمايل سپاه و سران بني عباس به خلافت عباس فرزند مامون ، عباس بنا بر وصيت پدر با عمويش ابو اسحاق معتصم بيعت كرد .
معتصم هشتمين خليفه عباسي پس از ورود به بغداد، امام جواد علیه السلام را از مدينه به بغداد فرا خواند .
حضرت در سال 218 پس از معرفي امام هادي علیه السلام به جانشيني خود به همراه ام الفضل به بغداد رفت .
در اين سفر حضرت با شخصيتي متفاوت از مامون روبرو شد ، شخصيتي با روحيه نظامي گري و فاقد بينش علمي. معتصم كه مايه هاي حيله گري و عوامفريبي هاي مامون را در خود نداشت، موضعگيري متضاد با اهل بيت خود را در بين مردم آشكار ساخت .
امام عليه السلام در دو سال آخر عمر خويش تحت نظارت شديدتر دستگاه امنيتي و نظامي معتصم قرار گرفت. از اينرو شرايط امام جواد به گونه اي شد كه حضرت توسط معجزات و كرامات و شركت در جلسات علمي ، امامت خود را به ديگران به اثبات مي رساند .
دوران كوتاه امامت حضرت امام جواد علیه السلام ومحدوديت شديد وي از سوي دستگاه حكومتي وقت ،هرگزمانع آن نشد كه حضرت در كنار نشر و تبليغ مكتب تشيع با شيوه هاي گوناگون ،در جو اختناق وحصارها و نيروهاي امنيتي بني عباس به تربيت شاگردان وياران خويش نپردازد.
پاسخ گويي به هزار مسئله در يك جلسه ونيز نشست و پرسش و پاسخ حضرت با حضور هشتاد تن از بزرگان وعالمان تشيع ،بيانگر آن است كه در اين عصر كمتر عالم ومحدث بزرگ شيعي يافت مي شود كه محضر پر فيض اين امام همام را درك نكرده باشد.
وجود شخصيتها وراويان بزرگ تشيع چون عبدالعظيم حسني،محمد ابن ابي عمير،زكريابن آدم،فضل ابن شاذان و ... نشان از استمرار حركت علمي حضرت امام جواد علیه السلام در عصر پرآشوب خود دارد .
عبدالحسين شبستري در كتاب سبل الرشاد نام 192 تن از ياران ، شاگردان وراويان امام جواد علیه السلام را با ذكر منبع وماخذ بيان مي كند.
امام جواد علیه السلام در طول زندگي پربار اما كوتاه خويش بر آن بود تا ارتباط با مردم را حتي در سخت ترين شرايط حفظ كند و با بذل و بخشش به فقرا و مساكين كرامت اهل بيت را به اثبات رساند. وي اين سيره خويش را به امر پدر بزرگوارش آغاز و به انجام رساند . امام رضا علیه السلام در يكي از نامه هاي خود به حضرت جواد علیه السلام مي نويسد :
" به من خبر رسيده است كه ملازمان تو ، هنگامي كه سوار مي شوي از روي بخل تو را از در كوچك بيرون مي برند تا از تو خيري به كسي نرسد تو را به حق خودم بر تو، سوگند مي دهم كه از درب بزرگ بيرون آيي و به همراه خود زر و سيم داشته باش تا به نيازمندان و محتاجان عطا كني. "
و اين آغاز يك حركت مردمي ، معنوي و انساني بود كه به استحكام پايگاه مردمي حضرت منجر شد و دستگاه بني عباس را از نام " جواد " به معناي بخشنده به هراس وا داشت .
شخصيت بي نظير، جذاب و پر نفوذ امام جواد علیه السلام با پاسخگويي وي به سئوالات وشبهات وارده بر دين در محضر بزرگان تشيع و نيز مناظره با افرادي چون" يحيي بن اكثم" و" ابي داود" آن هم با سني كم و... موجب محبوبيت روز افزون امام جواد علیه السلام در بين مردم شد . اين محبوبيت ، زنگ خطر را براي دستگاه بني عباس به صدا درآورد و آنان را برای به شهادت رسانیدن آن حضرت مصمم نمود.
تاريخ به نقش چند نفر در به شهادت رساندن امام جواد علیه السلام اشاره مي كند كه آنان عبارتند از : معتصم عباسي، جعفر بن مامون برادر معتصم ، ام الفضل فرزند مامون و همسر امام جواد علیه السلام يحيي بن اكثم و احمد بن داود دو قاضي مشهور دربار.
بي شك نقش تحريك كننده فكري و فرهنگي را افرادي چون يحيي بن اكثم و احمد بن ابي داود كه در دوران مامون در مناظرات از حضرت شكست خورده بودند ،مهيا ساخته بودند. نقش جعفر بن مامون در شهادت حضرت نقش تحريك عواطف خواهرش كه فرزندي از حضرت نداشت ، بود و معتصم را مي توان دستور دهنده قتل ، و ام الفضل را مجري آن بر شمرد.
و سرانجام امام نهم شیعیان را به جرم هدایتگری ، مظلومانه به سم کینه و حسد به شهادت رساندند.
ابن ابي ثلج بغدادي و محمد بن يعقوب كليني روز شهادت حضرت را سه شنبه ششم ذيقعده سال 220هجري قمري و محمد بن حرير بن رستم طبري سه شنبه پنجم ذيحجه سال 220 هجري دو ساعت پس از بالا آمدن آفتاب را روز شهادت حضرت خوانده اند .
علامه مجلسي ، شيخ عباس قمي ، سيد محمد كاظم قزويني آخر ماه ذيقعده سال 220هجري را روز شهادت امام جواد بر مي شمارند.
پيشگويي حضرت رضا علیه السلام در مورد قاتلان حضرت جواد علیه السلام عملي شد و جعفر بن ماُمون كه تحريك كننده خواهرش ام الفضل بود در همان روزهاي پس از شهادت امام جواد علیه السلام در چاهي افتاد و بر اثر ضربه اي كه بر سرش خورد دچار جنون گرديد و بقيه عمرش را با ديوانگي و جنون به سر برد .
معتصم عباسي كه دستور قتل حضرت را صادر كرد بيش از شش سال ديگر حكومتش دوام نيافت .
اما سر نوشت ام الفضل سر نوشت دردناكي بود كه حضرت امام جواد علیه السلام قبل از شهادت براي او ترسيم كرده بود،دچار شدن به بيماري كه وي از گفتنش نيز اكراه داشت .وي تمام دارايي هاي خويش را خرج درمان خود كرد اما معالجه نشد و در كمال فقر و تنگدستي جان خود را از دست داد.
تعدادی از احادیث جواد الائمه امام محمد تقی علیه السلام در لینک زیر مشاهده فرمایید:
احاديث جواد الائمه امام محمد تقي عليه السلام
مرثیه در سوگ امام جواد: روضه غریب و تنها
آن شب درون حجره مردی ناله می کرد
« یا اباجعفر یا محمد بن علی ایها التقی الجواد یابن رسول الله یا حجة الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و ق
دمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله »
تصاویر از حرم امام جواد(ع)

احادیثی از امام جواد(ع)
بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحيِمْ
الْمُؤمِنُ يَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصال: تَوْفيق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.
مؤمن در هر حال نيازمند به سه خصلت است:
توفيق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذيرش نصيحت كسى كه او را نصيحت نمايد.
مُلاقاةُ الاْخوانِ نَشْرَةٌ، وَ تَلْقيحٌ لِلْعَقْلِ وَ إنْ كانَ نَزْراً قَليلا.
ملاقات و ديدار با دوستان و برادران (خوب) ، موجب صفاى دل و نورانيّت آن مى گردد و سبب شكوفائى عقل و درايت خواهد گشت، گرچه در مدّت زمانى كوتاه انجام پذيرد.
إيّاكَ وَ مُصاحَبَةُ الشَّريرِ، فَإنَّهُ كَالسَّيْفِ الْمَسْلُولِ، يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ يَقْبَحُ أثَرُهُ.
مواظب باش از مصاحبت و دوستى با افراد شرور، چون كه او همانند شمشيرى زهرآلود، برّاق است كه ظاهرش زيبا و اثراتش زشت و خطرناك خواهد بود.
كَيْفَ يُضَيَّعُ مَنِ اللهُ كافِلُهُ، وَكَيْفَ يَنْجُو مَنِ الله طالِبُهُ، وَ مَنِ انْقَطَعَ إلى غَيْرِاللهِ وَ كَّلَهُ اللهُ إلَيْهِ.
چگونه گمراه و درمانده خواهد شد كسى كه خداوند سرپرست و متكفّل اوست،چطور نجات مى يابد كسى كه خداوند طالبش مى باشد،هر كه از خدا قطع اميد كند و به غير او پناهنده شود، خداوند او را به همان شخص واگذار مى كند.
مَنْ لَمْ يَعْرِفِ الْمَوارِدَ أعْيَتْهُ الْمَصادِرُ.
هركس موقعيّت شناس نباشد، جريانات، او را مى ربايد و هلاك خواهد شد.
مَنْ عَتَبَ مِنْ غَيْرِارْتِياب أعْتَبَ مِنْ غَيْرِاسْتِعْتاب.
سرزنش كردن ديگران بدون علّت و دليل سبب ناراحتى و خشم خواهد گشت، در حاليكه رضايت آنان نيز كسب نخواهد كرد.
أفْضَلُ الْعِبادَةِ الاْخْلاصُ.
با فضيلت ترين و ارزشمند ترين عبادت ها آن است كه خالص و بدون ريا باشد.
يَخْفى عَلَى النّاسِ وِلادَتُهُ، وَ يَغيبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَيْهِمْ تَسْمِيَتُهُ، وَ هُوَ سَمّيُ رَسُول اللهِ (ص) وَ كَنّيهِ.
زمان ولادت امام عصر (عج) بر مردم ِ(زمانش) مخفى است، و شخصش از شناخت افراد غايب و پنهان است، و حرام است كه آن حضرت را نام ببرند، و او همنام و هم كنيه رسول خدا (ص) است.
عِزُّ الْمُؤْمِنِ غِناه عَنِ النّاسِ.
عزّت و شخصيّت مؤمن در بى نيازى و طمع نداشتن به (مال و زندگى) ديگران است.
مَنْ أصْغى إلى ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإنْ كانَ النّاطِقُ عَنِ اللهِ فَقَدْ عَبَدَاللهَ، وَ إنْ كانَ النّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إبليس فَقَدْ عَبَدَ إبليسَ.
هركس به شخصى سخنران علاقمند و متمايل باشد، بنده اوست، پس چنانچه سخنور براى خدا و از (احكام و معارف) خدا سخن بگويد، بنده خداست، و اگر از زبان شيطان (و هوى و هوس و ماديات) سخن بگويد، بنده شيطان خواهد بود.
لا يَضُرُّكَ سَخَطُ مَنْ رِضاهُ الْجَوْرُ.
كسى كه طالب رضايت خداوند متعال باشد، دشمنى ستمگران، او را زيان و ضرر نمى رساند.
مَنْ خَطَبَ إلَيْكُمْ فَرَضيتُمْ دينَهُ وَ أمانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ، إلاّ تَفْعَلُوهُ تَكْنُ فِتْنَةٌ فِى الاْرْضِ وَ فَسادٌ كَبيرْ.
هر كه به خواستگارى دختر شما آيد و به تقوا و تديّن و امانتدارى او مطمئن مى باشيد با او موافقت كنيد وگرنه شما سبب فتنه و فساد بزرگى در روى زمين خواهيد شد.
لَوْسَكَتَ الْجاهِلُ مَااخْتَلَفَ النّاسُ.
چنانچه افراد جاهل و بى تجربه ساكت باشند مردم دچار اختلافات و تشنّجات نمى شوند.
مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبيحاً كانَ شَريكاً فيهِ.
هر كه كار زشتى را تحسين و تأييد كند، در عِقاب آن شريك مى باشد.
مَنِ انْقادَ إلَى الطُّمَأنينَةِ قَبْلَ الْخِيَرَةِ فَقَدْ عَرَضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَكَةِ وَالْعاقِبَةِ الْمُغْضِبَةِ.
هركس بدون تفّكر و اطمينان نسبت به جوانب (هر كارى، فرمانى،حركتى و...) مطيع و پذيراى آن شود، خود را در معرض سقوط قرار داده ،و نتيجه اى جز خشم و عصبانيّت نخواهد گرفت.
مَنِ اسْتَغْنى بِاللهِ إفْتَقَرَ النّاسُ إلَيْهِ، وَ مَنِ اتَّقَى اللهَ أحَبَّهُ النّاسُ وَ إنْ كَرِهُوا.
هر كه خود را به وسيله خداوند بى نياز بداند مردم محتاج او خواهند شد و هر كه تقواى الهى را پيشه خود كند خواه ناخواه، مورد محبّت مردم قرار مى گيرد گرچه مردم خودشان اهل تقوا نباشند.
عَلَّمَ رَسُولُ اللهِ (ص) عَلّياً(ع)ألْفَ كَلِمَة، كُلُّ كَلِمَة يَفْتَحُ ألْفُ كَلِمَة.
حضرت رسول (ص)، يك هزار كلمه به امام على(ع) تعليم نمود كه از هر كلمه اى هزار باب علم و مسأله فرعى باز مى شود.
نِعْمَةٌ لاتُشْكَرُ كَسِيَّئَة لاتُغْفَرُ.
خدمت و نعمتى كه مورد شكر و سپاس قرار نگيرد همانند خطائى است كه غيرقابل بخشش باشد.
مَوْتُ الاْنْسانِ بِالذُّنُوبِ أكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالاْجَلِ، وَ حَياتُهُ بِالْبِرِّ أكْثَرُ مِنْ حَياتِهِ بِالْعُمْرِ.
فرارسيدن مرگ انسان ها، به جهت معصيت و گناه، بيشتر است تا مرگ طبيعى و عادى، همچنين حيات و زندگي (لذّت بخش) به وسيله نيكى و احسان به ديگران بيشتر و بهتر است از عمر بى نتيجه.
لَنْ يَسْتَكْمِلَ الْعَبْدُ حَقيقَةَ الاْيمانِ حَتّى يُؤْثِرَ دينَهُ عَلى شَهْوَتِهِ، وَ لَنْ يُهْلِكَ حَتّى يُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلى دينِهِ.
بنده اى حقيقت ايمان را نمى يابد مگر آنكه دين و احكام الهى را در همه جهات بر تمايلات و هواهاى نفسانى خود مقدّم دارد ،و كسى هلاك و بدبخت نمى گردد مگر آنكه هواها و خواسته هاى نفسانى خود را بر احكام الهي مقدّم نمايد.
عَلَيْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَريضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ، وَ هُوَ صِلَةُ بَيْنَ الاْخْوانِ، وَ دَليلٌ عَلَى الْمُرُوَّةِ، وَ تُحْفَةٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِى الْغُرْبَةِ.
بر شما باد به تحصيل علم و معرفت، چون فراگيرى آن واجب و بحث پيرامون آن مستحب و پر فايده است. علم وسيله كمك به دوستان و برادران است، دليل و نشانه مروّت و جوانمردى است، هديه و سرگرمى در مجالس است، همدم و رفيق انسان در مسافرت است، و انيس و مونس انسان در تنهايى مى باشد.
خَفْضُ الْجَناحِ زينَةُ الْعِلْمِ، وَ حُسْنُ الاْدَبِ زينَةُ الْعَقْلِ، وَ بَسْطُ الْوَجْهِ زينَةُ الْحِلْمِ.
تواضع و فروتنى زينت بخش علم و دانش است، ادب داشتن و اخلاق نيك زينت بخش عقل مى باشد، خوش رويى با افراد ، زينت بخش حلم و بردبارى است.
تَوَسَّدِ الصَّبْرَ، وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ، وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ، وَ خالِفِ الْهَوى، وَ اعْلَمْ أنَّكَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَيْنِ اللهِ، فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ.
در زندگى، صبر را تكيه گاه خود، فقر و تنگ دستى را همنشين خود قرار بده و با هوا هاى نفسانى مخالفت كن، و بدان كه هيچگاه از ديدگاه خداوند پنهان و مخفى نخواهى ماند، پس مواظب باش كه در چه حالتى خواهى بود.
مَنْ أتَمَّ رُكُوعَهُ لَمْ تُدْخِلْهُ وَحْشَةُ الْقَبْرِ.
هركس ركوع نمازش را به طور كامل و صحيح انجام دهد، وحشت قبر بر او وارد نخواهد شد.
الْخُشُوعُ زينَةُ الصَّلاةِ، وَ تَرْكُ ما لا يُعْنى زينَةُ الْوَرَعِ.
خشوع و خضوع ، زينت بخش نماز خواهد بود ، ترك و رها كردن آنچه (براى دين و دنيا و آخرت) سودمند نباشد زينت بخش ورع و تقواى انسان مى باشد.
الاْمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىُ عَنِ الْمُنْكَرِ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَمْن نَصَرَهُما أعَزَّهُ اللهُ، وَ مَنْ خَذَلَهُما خَذَلَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
امر به معروف و نهى از منكر دو مخلوق الهى است، هر كه آنها را يارى و اجراء كند مورد نصرت و رحمت خدا قرار مى گيرد و هر كه آنها را ترك و رها گرداند مورد خذلان و عِقاب قرار مى گيرد.
إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَخْتارُ مِنْ مالِ الْمُؤْمِنِ وَ مِنْ وُلْدِهِ أنْفَسَهُ لِيَأجُرَهُ عَلى ذلِكَ.
همانا خداوند متعال ، بهترين و عزيزترين ثروت و فرزند مؤمن را مى گيرد (و هلاك و نابود مى گرداند)، چون دنيا و متعلّقات آن بى ارزش است تا در قيامت پاداش عظيمى عطايش نمايد.
قالَ له رجل: أَوصِنى بَوَصِيَّة جامِعَة مُخْتَصَرَة؟
فَقالَ (ع): صُنْ نَفْسَكَ عَنْ عارِالْعاجِلَةِ وَ نار الاْجِلَةِ.
شخصى به حضرت عرض كرد: مرا موعظه و نصيحتى كامل و مختصر عطا فرما؟
امام (ع) فرمود: عضاء و جوارح (ظاهرى و باطنى) خود را از ذلّت و ننگ سريع و زودرس، همچنين از آتش و عذاب آخرت، در امان و محفوظ بدار.
فَسادُ الاْخْلاقِ بِمُعاشَرَةِ السُّفَهاءِ، وَ صَلاحُ الاْخلاقِ بِمُنافَسَةِ الْعُقَلاءِ.
معاشرت و همنشينى با بى خردان و افراد لااُبالى سبب فساد و تباهى اخلاق خواهد شد، و معاشرت و رفاقت با خردمندان هوشيار، موجب رشد و كمال اخلاق مى باشد.
اَلْأدَبُ عِنْدَ النّاسِ النُّطْقُ بِالْمُسْتَحْسَناتِ لا غَيْرُ، وَ هذا لا يُعْتَدُّ بِهِ ما لَمْ يُوصَلْ بِها إلى رِضَااللهِ سُبْحانَهُ، وَ الْجَنَّةِ، وَ الاْدَبُ هُوَ أدَبُ الشَّريعَةِ، فَتَأدَّبُوا بِها تَكُونُوا أُدَباءَ حَقّاً.
مفهوم و معناى ادب از نظر مردم، تنها "خوب سخن گفتن" است كه ركيك و سبك نباشد، وليكن اين نظريّه قابل توجّه نيست تا مادامى كه انسان را به خداوند متعال و بهشت نزديك نگرداند، بنابراين ادب يعنى" رعايت احكام و مسائل دين"، پس با عمل كردن به دستورات الهى و ائمّه اطهار (ع) ادب خود را آشكار سازيد.
ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّة ُ:
الاْنْصافُ فِى الْمُعاشَرَةِ، وَ الْمُواساةُ فِى الشِّدِّةِ، وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلى قَلْب سَليم.
سه خصلت جلب محبّت مى كند:
انصاف در معاشرت با مردم، همدردى در مشكلات آن ها، همراه و همدم شدن با معنويات.
التَّوْبَةُ عَلى أرْبَع دَعائِم:
نَدَمٌ بِالْقَلْبِ، وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ، وَ عَزْمٌ أنْ لايَعُودَ.
شرايط پذيرش توبه چهار چيز است:
پشيمانى قلبى، استغفار با زبان، جبران كردن گناه (نسبت به همان گناه حقّ الله و يا حقّ النّاس) ، تصميم جدّى بر اينكه ديگر مرتكب آن گناه نشود.
ثَلاثٌ مِنْ عَمَلِ الاْبْرارِ:
إقامَةُ الْفَرائِض، وَاجْتِنابُ الْمَحارِم، واحْتِراسٌ مِنَ الْغَفْلَةِ فِى الدّين.
سه چيز از كارهاى نيكان است :
انجام واجبات الهى، ترك و دورى از گناهان، مواظبت و رعايت مسائل و احكام دين.
وَ حَقيقَةُ الاْدَبِ:
اِجْتِماعُ خِصالِ الْخيْرِ، وَ تَجافى خِصالِ الشَّرِ، وَ بِالاْدَبِ يَبْلُغُ الرَّجُلُ الْمَكارِمَ الاْخْلاقِ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ، وَ يَصِلُ بِهِ اِلَى الْجَنَّةِ.
حقيقت ادب و تربيت عبارت است از:
دارا بودن خصلت هاى خوب، خالى بودن از صفات زشت و ناپسند، انسان به وسيله ادب (در دنيا و آخرت) به كمالات اخلاقى مى رسد، و نيز با رعايت ادب نيل به بهشت مى يابد.
إنَّ بَيْنَ جَبَلَىْ طُوس قَبْضَةٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّةِ، مَنْ دَخَلَها كانَ آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ النّار.
همانا بين دو سمت شهر طوس قطعه اى مى باشد كه از بهشت گرفته شده است، هر كه داخل آن شود (و با معرفت زيارت كند) ، روز قيامت از آتش در امان خواهد بود.
مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتى بِقُمْ، فَلَهُ الْجَنَّتهُ.
هركس قبر عمّه ام (حضرت معصومه سلام الله عليها) را با علاقه و معرفت در قم زيارت كند، اهل بهشت خواهد بود.
مَنْ زارَ قَبْرَ أخيهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ وَقَرَءَ: «إنّاأنْزَلْناهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْكْبَرِ.
هركس بر بالين قبر مؤمنى حضور يابد و رو به قبله بنشيند و دست خود را روى قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مباركه « إنّا أنزلناه » را بخواند از شدايد و سختيهاى صحراى محشر در امان قرار مى گيرد.
ثَلاثٌ يَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ:
كَثْرَةُ الاْسْتِغْفارِ، وَ خَفْضِ الْجْانِبِ، وَ كَثْرَةِ الصَّدَقَةَ.
سه چيز، سبب رسيدن به رضوان خداى متعال مى باشد:
نسبت به گناهان و خطاها، زياد استغفار و اظهار ندامت كردن، اهل تواضع كردن و فروتن بودن، صدقه و كارهاى خير بسيار انجام دادن.
اَلْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَالْمُعينُ لَهُ، وَالرّاضى بِهِ شُرَكاءٌ.
انجام دهنده ظلم، كمك دهنده ظلم و كسى كه راضى به ظلم باشد، هر سه شريك خواهند بود.
التَّواضُعُ زينَةُ الْحَسَبِ، وَالْفَصاحَةُ زينَةُ الْكَلامِ، وَ الْعَدْلُ زينَةُ الاْيمانِ، وَالسَّكينَةُ زينَةُ الْعِبادَةِ، وَالْحِفْظُ زينُةُ الرِّوايَةِ.
تواضع و فروتنى ، زينت بخش حسب و شرف ؛ فصاحت ، زينت بخش كلام ؛ عدالت ، زينت بخش ايمان و اعتقادات ؛ وقار و ادب ، زينت بخش اعمال و عبادات ؛ و دقّت در ضبط و حفظ آن، زينت بخش نقل روايت و سخن مى باشد.
علی لعنه الله قوم الظالمین